gigai قسمت 2

وقتی ما به مخفیگاه رسیدم یه چند مبل قدیمی اونجا بود که احمد به ما گفت اونجا بشینید و ماهم با یه صورت رنگ پریده نشستیم و هیچ حرفی باهم نزدیم

چون واقعا نمیدونستیم چی بگیم یا از کجا شورع کنیم.چند دقیقه نگذشت که احمد و اشکان اومدن و کنارمون نشستن و شروع به توضیح دادن کردن.

احمد قبل از هر چیز بزارید درباره قدرت گیگای براتون صحبت کنم

گیگا یک قدرت ماورایی است که باعث میشه یه قدرت بدست بیارید مثل فیلم های قهرمانی و  و بازی ها 

وشما با گفتن گیگای 1 گیگای 2 و...  تا 10 صتح قدرتنو کنترل میکنی برای مثال اقای شکری یکم برامون توضیح میدی.

 

اقای شکری: من قدرت کنترل روغن دارم برای جنگ زیاد قدرته بدرد بوخوری نیست.

 

و شروع به نشان دادن عملی کرد که باعث میشود ما شاخ در بیاریم

 

اقای امینی: مثلا گیگای 1 به من اجازه میده تا 1 تا 2 لیتر از دستم روغن بیرون به پاشه و (این توضیحات رو داشت عملی نشان میداد). حلا گیگای 2 باعث میشه من بتونم این روغنو به جوش بیارم و گیگای 3 میتون این رغنو تا شعاع 6متری خودم کنترل کنم  اما من فقط تا گیگای 3 میتونم برم چون نه انگیزه ای و نه استعدادی داشتم برای همین زیاد دنبال نرفتم

 

اشکان:همینطور که اقای شکری گفت این قدرت با تمرین زیاد و سخت به شما جازه میده تا سطح این قدرتو بالا ببرید مثل لول تو بازی های رایانه ای (من کاملا گرفتم چون خیلی بازی و کارتون فیلم علمی تخیلی میدیدم)و تا گیگای 10 میتونید ببریدش که خیلی سخته و راحت نیست.

این قدرت ها متفاوت است برای مثال در یک ملیون نفر استفاده کننده گیگای دو نفر گیگاشون مثل همه.(البته تو کل دنیا 2 ملیون استفاده کننده گیگای وجود داره) مثلا من گیگام دست های تیزه و احمد استفاده از دو ابزار برنده حالا شمشیر باشه یا نیزه یا چاقوی میوه خوری و با بالا بردن ستح گیگاش میتونه از ابزار های تازه و سریع تر و حرفه ای تر و.... استفاده کنه وبرای مثال خودم. گیگای 1 دست های تیز چوبی بهم میده که زیاد تو مبارزه کاربرد نداره بعد گیگای 2 که دست های تیز سنگی و گیگای 3 اهنی و گیگای 4 فولادی گیگا 5 طلایی و... چون من تا گیگای 5 زیاد تر نمیتونم برم زیاد تمرین نکردم.

 

و احمد شروع کرد: حالا که این هارو که فهمیدید باید بدونید اونکه به شما حمله کرد بهش میگن نینجای مه. (لقبشه) کارش جم کردن افراد با گیگای. مثل ماست اما ضعیف تر شمام هدفش بودید 

ارین: با هاشون چیکار میکنن 

احمد: مشخص نیست ولی دوباره دیده نشدن

ارین: :/

کاوان: یه لحضه صبرکن _ تو گفتی هدفش  افراد با گیگای است یعنی ما هم قدرت داریم!

احمد : بله

کاوان:باورم نمیشه

میثم:چه قدرت هایی 

احمد: معلوم نیست

سینا:ببخشید دشویی کجاست

کاوان: :/

میثم: :/

معین: :/

ارین: : /

بهزاد: :/

معین:الان چه وقتشه نکنه خودتو خیس کردی!

سینا:نه احمق صبح تا الان نرفتم ترکیدم امروز فشار زیادی بهم اومد

احمد: اونجاست

 

بعد از چند دقیقه وقتی سینا برگشت

 

احمد:میگفتم... یکی از موضوعات جالب این است که با براورد های که انجام شده گیگای در یک شهر ده ملیون نفره. تقریبا یکی دونفر یا فوقش سه نفر  با توانای گیگا میتوانی پیدا کنی تازه کمتر.

خیام: اینکه یعنی خیلی از افرادی که گیگای دارن وجود داره چجوری مردم تا الان چیزی نفهمیدن؟

احمد:دولت ها از این توانایی خبر دارن و استفاده کنندگاشو محدود و به نفع خودش استفاده میکنن و در این مورد هم رقابت میکنن ولی به مردم چیزی نمیگن تا باعث وحشت و اتفاقات عجیب و.... نشه. و این راز بین دولت هاست که باعث یه قانون جهانی بین دولت ها وکشورها شده و نیازی به گفتن نیست که هرچیزی یا هرکسی که باعث لو رفتن این اطلاعات بشه و نابودش میکنن.

معین:ایران رتبه چندومو داره 

احمد: تقریبا در حد متوسط هستش و یکی از دولت های مهم در این رابطه چون افراد شاید کم ولی قویی زیادی داره که اسمشون در جهان پیچده شده.

باز کاوان: یه لحضه تو میگی این افراد یعنی افراد با توانایی گیگای در یک شهر ده ملیون نفری 1 نفر و فوقش 3 نفر وجود داره درسته؟

احمد: بله

کاوان: ولی ما در یک شهر 10 هزار نفری زندگی میکنیم و تقریبا باهم. هم سنیم. و با من و سینا و ارین و معین و بهزاد و میثم وخیام و شما و اگر اقای شکری رو حساب کنیم 10 نفریم یکم عجیب نیست.

سینا:البته با چیزهای که امروز دیدم و تجربه کردیم دیگه هیچی عجیب نیست

کاوان:اره راست میگی 

اشکان:کاوان راست میگه این یه چیزه غیره ممکنه که ممکن شده وخیلی عجیبه ما داشتیم اینو برسی میکردیم که 7 نفر هم سن در یک شهر با جمعیت کم و هم مدسه ای چطور این اتفاق افتاده که متوجه شدیم در خطرید بعدا روی این موضع بحث میکنیم.

بهزاد:اقای شکری شما چطور فهمیدید ما تو خطر هستیم.

اقای شکری: و قتی شما رو نگاه میکردم که داشتین به پارک میرفتین متوجه اون نینجای مه شدم که بالای ساختمونی داشت به شما نگاه میکرد و تعقیب میکرد منم قبلا اشکان و احمد عکسشو نشونم داده بودن که اینو دیدم بهشون خبر بدم چون یکی از گیگای دزدان جدید و معروف در ایران بود. منم زود به احمد و اشکان خبر دادم و خودمم راه افتادم تا بیام کمکتون.

ارین: اگه انقد قوی بود پس چرت تا احمد و اشکان بهش حمله کردن فرار کرد؟

احمد: منم نمیدونم ولی شانس اوردیم  در رفت که نمیشه گفت درفت بیشتر اگار برای سرگرم شدن داشت اینکارو میکرد. چون اگه نمیرفت هممون رو میکشت او طبق اخباری که دست ما رسیده تا گیگای مکس یا گیگای 10 میتونه بره یعنی 5 سطح از ما قویتر و خواهشا تفاوت 1 سطحو کم در نظر نگیرد چون واقعا مثلا بین گیگای 2 و گیگای 3 اختلاف قدرتی که  و جود داره خیلی زیاده پس حساب بکنید حلا اون 10 و ماهم 5 واقعا باید قید زنده بودنو میزدیم(کلا دیگه شانس آوردیم زنده موندیم منظورش اینه)

کاوان:خدا بهمون رحم کرده

اشکان:همیشه خدا دست به کار نمیشه ماهم باید یه کاری بکنیم 

کاوان:منظورت چیه؟

اشکان و احمد همزمان: باید گیگای تونو بیدار کنیم........

                                                  

 

 

                                   ادامه دارد