همستر های برنامه نویس


همستر

سلام 
من یک همستر از نژاد سوری هستم و میخوام یکم از زندگی خودم براتون بگم 
ابتدا از خودم شروع می کنم , ما همسترها حیواناتی کوچک و بسیار جذاب هستیم ( البته هیچ بقالی نمیگه ماست من ترشه ) ولی خب واقعا ما جذاب هستیم - ما همسترها کوچیک ترین پستاندار روی کره زمین هستیم و از دسته جوندگان و همه چیز میخوریم معمولا , ما با عنوان یکی از بهترین حیوانات خانگی انتخاب شدیم , کم هزینه , کم سر و صدا و دوست داشتنی و نژادهای مختلف با رنگ های مختلفی داریم 
اما خب کافیه , تا کی میخواین همه چی رو من براتون بگم , خودتون برید توی گوگل سرچ کنید و یا اینجا کلیک کنید که راجب ما همسترها بیشتر بدونید .

و اما زندگی شخصی من : 
من یک همستر با رنگ کاراملی هستم , اسمم آرتوره , توی یک قفس سه طبقه لوکس در یک اتاق که خیلی خیلی رفت و آمد توش کمه زندگی می کنم , نمی دونم چرا اینقدر رفت و آمد کمه اما فک کنم بخاطر اون مستطیله که ازش نور میاد بیرون , که بعدها فهمیدم اسمش مانیتوره و صاحبم اکثر اوقات زل میزنه به اون و اون مستطیله گاهی خوشحالش میکنه , گاهی بداخلاق و کلافه ( البته کاملا بی دلیل , اما خب بعدها فهمیدم , آررررره بچم به باگ برمیخوره اینطور میشه ) 
اما خب بهتره یکم از خصوصیات اخلاق و رفتاریم بگم براتون , ما همستر ها حیوانات شب زی ( noctumal ) هستیم یعنی طول روز رو کلا می خوابیم و شبا تا خود صبحو بیداریم و فعالیت می کنیم , خیلی از تنهایی خوشمون میاد و کلا تنها زندگی می کنیم و با این موضوع خیلیم حال می کنیم .

تا قبل از این که بیام توی خونه جدیم فکر می کردم که فقط منم که شبا بیدارم و تنهام , اما وقتی با صاحب جدیدم آشنا شدم , دیدم که اینم یه همستره ! آره واقعا شبیه یه همستره , راستش خیلی چیزامون شبیه همه , مثلا : جفتمون شبا تا صبح بیدرایم , کلی از تایم روز رو می خوابیم , جفتمون سینگلیم , اون بخاطر اینکه نمیتونه زمان نوازش کیبوردش رو به نوازش یه شخص دیگه بده و منم دوست ندارم قفسم رو با کسی شریک بشم , ما جفتمون دنبال سوراخ می گردیم , من یه راه سوراخ برای فرار از قفسم و برم بیرون ددر و  اون به دنبال فرار از دست سوراخ های کدهاش , جفتمون بیناییمون ضعیفه , من بخاطر ژنتیکم , اون بخاطر زل زدن به همون مستطیل پر نوره 
همونطور که ممکنه تا حالا فهمیده باشید , بله صاحب من یک برنامه نویسه , یک همستر برنامه نویس .
در نهایت مرسی که داستان من رو خوندید , به امید روزی که کامپیوتر ها اینقدر کوچک و البته سریع بشند که منم بتونم توی قفسم یک کامپیوتر داشته باشم ( البته شاید من اون روزو نبینم چون نهایت عمر من 3 ساله ) اما خب به امید کامپیوتر هایی کوچک برای فرزندان من ( البته اگه صاحبم برام یک زن خوشگل بگیره ) و جامعه ای بهتر برای فرزندان شما انسان ها

با احترام به تمام برنامه نویسان - آرتور , همستر یک برنامه نویس و یا همستر یک , همستر برنامه نویس .